ما هم میز خاطره داریم!

اولین ­‎بار از زبان داوید، همسرم، شنیدم که چیزی به نام «میز خاطره» هست. برای دیدن یک‎دست مبل به بازار رفته بود. با آقا ولی رفته بود؛ یکی از آشنایان که در کار ساخت مبل و وسایل چوبی است. در گشت‎­ وگذارشان در بازار، داوید از یک میز خوشش آمده بود. آقا ولی گفته بود این «میز خاطره» است. فعلاً به کارمان نمی­‌آید. ما دنبال چیز دیگری هستیم. «میز خاطره»! سرچ می­‌کنم. در یکی از سایت‌ها نوشته: «اگر لوازم خاطره‌­انگیز دارید و از به نمایش گذاشتن آنها لذت می­‎برید، شما هم باید یک میز خاطره برای خود داشته باشید.» عکس‎های «میز خاطره» را می­‎بینم: یک میز سادۀ گرد و یا چارگوش و یا هر شکل دیگر. بعضی‎­شان از فرط سادگی رومیزی دارند و ترجیحاً از جنس ترمه یا شبه ترمه تا بیشتر به چشم بیایند. عجب! در خانۀ پدرم چنین میزی هست که روی آن به تناوب در طی سال عکس‌های نوه­‎ ها جا می­‌گیرد و عید که می­‌شود، سفرۀ هفت­‎سین روی آن پهن می­‎شود. ما هم میز خاطره داریم! فقط اسمش را نمی­‌دانستیم. اما حالا دیگر اسم دارد. حالا می‎­توانیم خطابش کنیم: «مریم، یه قاب درست کن برای این عکس. میخوام بذارمش روی میز خاطره.» حالا من و مریم و احتمالاً بقیۀ اعضای خانواده دقیقاً می­‎دانیم منظور کدام میز است.

این یک داستان واقعی بود، نه از «عرفان دینی و خلاقیت ریاضی»، آن­‎طور که روی جلد «نام‌گذاری بر بی­‎نهایت‌­ها» می­‌گوید؛ بلکه از زندگی عادی و مواجهۀ من با چیزی که «نام» آن را نمی­‌دانستم و شگفتی من از این موضوع که چطور چیزی که جلوی چشمم هست و به آن توجه ندارم، ناگهان موجودیت پیدا می­‌کند و شیء و شخصیتی می­‎شود قابل اعتنا. و اما «عرفان دینی و خلاقیت ریاضی»؛ «گراهام از سه سال پیش­‎تر بحث­‎هایی را با ژان‎میشل کانتور، ریاضی­‎دان فرانسوی، در باب دین و ریاضیات شروع کرده و به پیشنهاد او در جستجوی این ریاضی­دان روسی بود.» کدام ریاضی‎دان؟ ریاضی­‎دان سرشناسی در مسکو که «طرفدار یک اعتقاد دینی موسوم به نام‎پرستی است؛ اعتقادی که از جانب کلیسای ارتدوکس روسی بدعت محسوب می­‌شود. این ریاضی­‎دان، بدون اعلام صریح، تلویحاً اشاره کرده بود که نام­‌پرست است و این بدعت دینی به نحوی با ریاضیات مرتبط است.»

«گراهام، آمریکایی متخصص در تاریخ علم، از مدتها پیش پی برده بود که پیدایش مکتب معروف ریاضی مسکو در اوایل سدۀ بیستم داستان جالبی دارد که به آن پرداخته نشده است. کانتور پس از مطالعۀ کتابی از گراهام که به این موضوع اشاره می­‎کند، بلافاصله با او تماس می­‎گیرد و می­‎گوید که مطالبی دربارۀ این وقایع می­‌داند.» اما داستان فقط دربارۀ ریاضی‎دان‎های روسی نیست، دربارۀ ریاضیات فرانسه و جهان نیز هست.

هر دو نفر شروع می­‌کنند به کاوش عمیق‌­تر موضوع؛ و در مورد آغاز نظریۀ مجموعه­‌ها در فرانسه و نام­‌پرستی در روسیه هرچه می‌­یابند مطالعه می­‎کنند و در پی افرادی در هر دو کشور می­‌روند که می­‎توانند در این باره بیشتر بگویند. چه ارتباطی میان نام‌­پرستی و ریاضیات وجود دارد؟ «نام­‎گذاری بر بی‎­نهایت­‎ها» سرگذشت دستاورد پیشگام یک ریاضی­‎دان آلمانی روسی­‎تبار است  که فرانسوی­‌ها آن را رونق و توسعه دادند، اما در ادامه این روس‌­ها بودند که توانستند آن را پیش ببرند و به نگرشی بنیادین تبدیل کنند.

«در مرکز داستان، تعاملی قرار دارد که در آغاز قرن بیستم بین ریاضی­‎دانانی که روی نظریۀ مجموعه­‎ها کار می­‎کردند و پیروان بدعت دینی نام‎­پرستی در روسیه صورت گرفت.» اصولاً هر چیزی که مربوط به روسیه باشد و البته نام‎­های روسی من را مجذوب خودش می­‎کند: پروفسور دیمیتری یِگوروف و پدر روحانی پاوِل فلارِنسکی  به عنوان رهبران نام‌­پرستی که متهم بودند به جادو و چندخدایی، صومعۀ پانتالیمون روی کوه آتوس در یونان که می­‎گویند زادگاه نام­‎پرستی است، بی‎­نهایت و این که چطور می­‌توان آن را تعریف کرد، این که حتمیّت و قاطعیت ریاضی چطور جان آدمی را به درگاه الهی نزدیک می‌­سازد، آشنایی با گئورگ کانتور، ریاضی‎­دان آلمانی روسی­‎تبار که طی سی سال کار فشرده «مبانی نظریۀ عمومی مجموعه‎­ها» را پایه‎­گذاری کرد و در آن، ایده­‎های متافیزیکی را در مورد «ریاضیات آزاد» بسط داد و … و در نهایت، نام­‎گذاری و نام‎­پرستی و ریاضیات، عرفان و این که «نامیدن موجودیت دادن است.»

قسم به توابع و دیفرانسیل­‌ها و انتگرال­‎ها و هرچه که در رشتۀ ریاضی­‎فیزیک نظام قدیم در دبیرستان علامه امینی کرج خواندم و نفهمیدم، قسم به گچ تخته سیاه که آقای یزدانی، دبیر ریاضیات جدید، را به سرفه می­‎انداخت وقتی مجموعه‌­ها را برایمان توضیح می­‌داد، اگر کسی پیدا می­‎شد و اشاره‎ای به ریاضیات از منظر این کتاب می‎­کرد، هرگز هرگز از خواندن ریاضیات دست نمی­‎کشیدم و راهبه‎­ای می­‎شدم در صومعۀ نام­‎پرستان.

حتی اگر نیکولای لوزین می‎گفت: «همه­‌چیز یک خیال­‎پردازی و بازی با نمادها به نظر می­‎رسد، علی‎­رغم این که مهم‎ترین نتایج را به دست می­‎دهند.»

راستی نگفتی داوید، قیمت آن «میز خاطره» چند بود؟

پی‎نوشت: «نام­‌گذاری بر بی­‌نهایت‌­ها» را که داستانی واقعی از عرفان دینی و خلاقیت ریاضی است، انتشارات فاطمی با ترجمۀ رحیم زارع نهندی منتشر کرده است.

Share:

More Posts

سه راه سرگردان

آنقدر دست دست کردم که بالاخره «متری شیش و نیم» از پرده‌های سینما جمع شد. پسرم  می‌گفت باید این فیلم را ببینم. کارگردانش سعید روستایی

موتورش را پیاده کن!

بعد از یک وقفۀ طولانی درسگفتارهای نابوکف را از سر می گیرم؛ هرچند سیگار کشیدن، بافتنی بافتن و خوابیدن سر کلاس او ممنوع باشد و

ابر ندانستن

میان انسان و خدا «اَبر جهل» حائل است و این ابر با قوۀ عاقله قابل شکافتن نیست. باید با ایجار «اَبر فراموشی» کلیۀ ماسوی الله

نامه

سلام حال همۀ ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی‎سبب می‎گویند با این‎همه

Send Us A Message